برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کل

کوتاه نوشت

نور خاموش

او شبیه ماه بود؛ نه از آن رو که روشن است، از آن رو که در تاریکی‌ها معنا پیدا می‌کند.

ادامه...

رحمت از زلف

چکه‌های آب از مویش فرو می‌افتادچنان که رحمت از آسمانو دل، در هر قطره‌اش غسل می‌کرد.

ادامه...

بن‌بست

تو را در تمام کوچه های بن‌بست خواهم بوسید، آنجا که عشق راهش را گم کرده و ما پیدایش می

ادامه...

نیش چشم

چشمان مثل گربه اششب را بلد بودند.می خزید میان تاریکی ذهنم ، بی آنکه در بزند. نه وحشت داشت ،

ادامه...

نقطه صفر

پیشانیم به پیشانیش چسبیده بود و انگار جهان ، همین چند سانتی متر بود.

ادامه...

دا و زاگرس

دا هر روز خاک زاگرس را می‌بوسد، شاید جایی، استخوان پسرش خوابیده باشد.

ادامه...

کمد

وقتی دلم برایت تنگ می‌شود،آرام می‌روم سراغ کمد…لباست را بیرون می‌کشم، همان که برایم به یادگار گذاشتی.بوی تو را هنوز

ادامه...

دیالوگ سوخته

ـ چه شد آن همه شور؟ دود شد… مثل نخی سیگار در شب‌های بی‌صدا. ـ پس جوانی‌ات؟ ته‌سیگاری‌ست… خاموش، زیر

ادامه...

قیچی در خون

قیچی را در سکوت فرو بردم تا کاسه جمجه ات را از هم بشکافم. خون ، گل های سرخی شد

ادامه...

ویرانی از درون

او دیگر نبود. نه در آیینه، نه در عکس‌های قدیمی‌اش، نه حتی در خاطراتی که مثل زخم، هر شب باز

ادامه...

آن‌سوی مرزها

میان ما دریا است، کوه است، مرز است،اما گاهی، شب‌ها، خیالِ تو از تمامِ فاصله‌ها عبور می‌کند و کنارم می‌نشیند؛بی‌کلام،

ادامه...

کهکشان

من وقتی چشم‌های تو را دیدم، به ستاره‌شناسی علاقه‌مند شدم… نه برای کشف آسمان ، برای درک کهکشانی که در

ادامه...

روز تولد

تولدم بود…اما جهان نه شمعی روشن کرد، نه تبریکی گفت.تنها من بودم، با سال‌هایی که گذشتند بی‌آنکه عشق بماند…و دلی

ادامه...

اُوردز

نمی توانم ترک کنم نه تو را ، نه اعتیاد به تو را و من هر شب با خاطراتت اوردز

ادامه...

قطره باران (شعر)

قطره ای لرزان به برگ آویخته در تلاطم های شب آمیخته نیمی از او در هوای آسمان نیم دیگر در

ادامه...

قطره باران

قطره باران به لبه‌ی برگ رسیده بود و می‌لرزید؛ نیمی از او هنوز به آسمان دل‌بسته بود، نیمی دیگر تسلیم

ادامه...